توسعه دهنده نرم افزار اوران ، ورود

مشکلات رایج در پرده دوم – قسمت سوم

  • مشکلات رایج در پرده دوم - قسمت سوم
  • نظرات

ادامه از قسمت قبل

مشکلات رایج در پرده دوم – قسمت سوم

۷- نبود تنش، آسان بودن بیش از حد تنش

نبود تنش‌های خارجی و بیرونی یکی از مشکلات مهم پرده دوم است. فراموش نکنید که تنش را باید به تصویر بکشید، حتی تنش‌های احساسی را باید به طریقی نشان دهید. یکی از دلایل رخداد چنین اشکالی، نبود یک تنش اصلی خارجی است. همیشه باید موانعی قابل لمس و قابل حس، توسط نویسنده، به سوی قهرمان داستان پرتاب شود و سد بین او و هدف اصلی گردد. پس یک تنش ضعیف یا یک کشمکش غیرمتمرکز، باعث ضعف تنش‌های خارجی خواهد شد.

یک تنش آسان که به راحتی قابل حل است، ‌در نهایت سبب کش آمدن پرده دوم می‌شود و در نتیجه حوصله مخاطب را سر می‌آورد.

۸- نبود آنتاگونیست

نبود آنتاگونیست، چه قابل لمس و چه یک نیروی طبیعی و چه در ذات کاراکترهای اصلی، باعث ضربه ای شدید به پرده دوم داستان و در نهایت اضمحلال کل داستان خواهد شد. اساساً بدون آنتاگونیست، تقابل معنی پیدا نمی‌کند و بدون تقابل داستانی وجود ندارد. کاراکتر باید روبروی کسی یا چیزی قرار بگیرد تا داستان بوجود آید. سه نوع رویارویی کلی وجود دارد. ما در اینجا از لفظ انسان استفاده کرده ایم، اما با توجه به گوناگونی ژانرها اعم از فانتزی و تخیلی، به جای انسان می‌توان از یک موجود یا یک جاندار استفاده کرد.

۹- عدم یا کمبود شمول پروتاگونیست در مرکز درگیری اصلی

مراقب باشید: این پروتاگونیست است که باید همیشه در مرکز توجه و در میانه درگیری اصلی باشد. او کسی است که بیشترین ضربه روحی، استرسی، ‌فیزیکی یا روانی را از تنش اصلی خواهد خورد و در صورت شکست به شدت زمین می‌خورد. مراقب باشید اگر یک شخصیت مکمل در پرده دوم ریش و قیچی را به دست بگیرد، عملا به این معناست که با توجه به تنش اصلی، پروتاگونیست را اشتباه برگزیده اید.

۱۰- عدم وجود هدفی روشن در داستان

یکی از دلایل شکست فیلمنامه در پرده دوم،‌گم شدن هدف اصلی است. نویسنده ناخودآگاه از مسیر درستی که به سمت هدف بود، به بیراهه ای پرتاب می‌شود. این اتفاق مخصوصا برای کسانی که بدون آوت لاین نویسی یا روش نقطه ای به پیش می‌روند رخ خواهد داد.

پروتاگونیست که می‌بایست هدفش را دنبال می‌کرد، ناگهان تصمیم می‌گیرد یک کار فرعی و بی ربط انجام دهد. شاید در زندگی واقعی این کار قابل درک باشد، اما در فضای دراماتیک و داستانی پذیرفته نیست.

۱۱- عدم تناوب بین کشمکش‌ها ؛ ریتمی‌‌کند یا ریتمی ‌‌بسیار تند یا نامنظم

یک فیلمنامه، بخصوص در پرده دوم، باید کارکردی همانند قلب انسان داشته باشد. ریتم کند،‌ یا بسیار تند یا نامنظم، حکایت از مشکلی جدی دارد. یادتان باشد همواره می‌بایست ریتمی ‌‌متعادل و ثابت به داستان ببخشید.

معمولا اکثر فیلمهای موفق بین ۴۵ تا ۵۵ صحنه اصلی دارند و هر صحنه معمولا دو صفحه است. گاهی ممکن است یک صحنه ۵ صفحه ای داشته باشید… ایرادی ندارد. اما یک صحنه ۱۵ صفحه ای…. این دیگر یک مشکل اساسی است. صحنه ای که از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه به طول بیانجامد، به شدت ریتم فیلم را کند خواهد کرد. حتی یک صحنه ۵ دقیقه ای هم خطرناک است. باید گام‌های فیلمنامه را سریعتر برداریم.

صحنه‌ی بیش از ۲ دقیقه به احتمال زیاد ریتم را کند خواهد کرد. همچنین اگر تعداد صحنه‌ها بیش از حد زیاد شود، ریتم فیلم سرگیجه آور خواهد شد. پس به یاد داشته باشید، میانگین مدت زمانی هر صحنه تقریبا ۲ دقیقه است. البته باید ژانر را نیز در نظر بگیریم. ژانر دلهره آور معمولا ریتم سریعتری دارد. ژانر رمانس نیز ریتم کندتری دارد. اما یک ریتم متعادل باید علاوه بر همخوانی با ژانر،‌ با ثبات و صعودی باشد. مثلا پرده اول با ریتمی ‌‌تند و پرده دوم با ریتمی‌‌کند موفق نیست و یا بالعکس.

مطالعه قسمت قبل

مطالعه قسمت بعد

0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − ده =

Next

مقالات مرتبط