توسعه دهنده نرم افزار اوران ، ورود

پایان بندی در فیلمنامه

  • پایان بندی در فیلمنامه
  • نظرات

در این سری مقالات می خواهیم با چگونگی پایان بندی داستان فیلمنامه آشنا شویم. توجه داشته باشید که موضوع مقاله در خصوص پرده سوم نیست، بلکه در مورد آخرین اجزاء پرده سوم ، یعنی نقطه اوج (Climax) به صورت کلی تر و صحنه پایانی به صورت جزئی و موشکافانه تر می باشد.

در این سری مقالات، ابتدا با مفهوم پایان در فیلمنامه آشنا خواهید شد، سپس نگاه هر قشر از دست اندرکاران ساخت یک اثر به پایان را آنالیز خواهیم کرد. آنگاه دلیل میزان اهمیت صحنه پایانی را درخواهیم یافت. در ادامه با پرده سوم و مفاهیم گره گشایی ، نقطه اوج و صحنه پایانی بیشتر آشنا می شویم. آنگاه روش های ساخت یک پایان خوب و انتظارات مخاطبین امروزی از پایان را مورد مطالعه قرار داده و در خصوص چرخش ، قابلیت پیش بینی بد و قابلیت پیش بینی خوب ، پاسخگویی به سوالات دراماتیک داستان، لزوم طبیعی بودن پایان، درک تفاوت میان خواسته و نیاز قهرمان، و کنترل تصویری بودن متن، علی الخصوص صحنه پایانی و همچنین پایانهای بد، اطلاعات بیشتری بدست می آوریم.

از میان روش های پیش گفته دو روش ارجحیت دارند که با ذکر مثالهای موفق سینمایی آن دو روش را بیشتر خواهیم شناخت.

 اما چرا بعد از آموزش ساختار، به جای صحنه افتتاحیه و آغازین فیلمنامه، آموزش انتهای فیلمنامه را آغاز کرده ایم؟ پاسخ این پرسش را در این جلسه خواهید یافت .

سپس با پیش نیازهای شکل گیری یک پایان قوی آشنا خواهیم شد. و در نهایت با روشی که ترکیبی از تکنیک فیلمنامه نویسان حرفه ایست و منطقی ترین روش است آشنا می شویم.

پایان بندی دسته بندی های متفاوتی دارد که در این مقاله کلیه دسته بندی های اصلی را در سه بخش : دسته بندی پایان از نظر احساسی ، دسته بندی از نظر گره گشایی و دسته بندی از نظر نتیجه درونی و برونی داستان بررسی می کنیم و کلیه این موارد را با ذکر مثال تحلیل می کنیم.

سپس برای نتیجه گیری، صحنه پایانی چهار فیلم معروف : روانی ، پدرخوانده ، تلقین و باشگاه مشت زنی را تحلیل خواهیم کرد.

gif130

دوره جامع و حرفه ای فیلمنامه نویسی

فلسفه پایان : هیچ پایانی وجود ندارد

چرا پایان بندی اینقدر سخت است؟ چرا در انتقادات معمولا این جمله را می‌شنویم : ” از کاراکترها لذت بردم و موقعیت‌ها به خوبی ایجاد شده بودند اما همه این خوبی‌ها در پایان فیلم از بین رفت.”

چنانچه بخواهیم منطقی نگاه کنیم، پایان یا آغازی در زندگی واقعی وجود ندارد. اما ما انسانها به صورت قراردادی به این کلمات مفهوم بخشیدیم. چون برای هر داستان نیز به صورت قراردادی مدت زمانی محدود و متناهی قائل هستیم. پس داستان باید آغاز و پایانی داشته باشد.

حتی مفاهیم تولد به معنای شروع و مرگ به معنای پایان، فقط قراردادی بین انسان‌ها هستند. هیچ پایان یا شروع طبیعی وجود ندارد. اما می‌توان یک پدیده مهم و معین را که دارای مفهومی خاص است را با واژه فانی یا گذرا اطلاق کرد که این به معنی وجود آغاز یا پایان برای آن حادثه یا پدیده است.

وقتی هدف نجات خانواده ای در گروگان باشد، شروع یعنی زمانی که آنها را می ربایند و پایان یعنی زمانی که یا نجات پیدا می کنند یا کشته می شوند.

گاه مرگ می‌تواند دلیل خوبی برای شروع باشد. (همشهری کین) و بارداری و تولد بچه می‌تواند یک پایان خوب باشد. (حنا و خواهران ش)

ادامه دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − 5 =

Next